به قلم رحمتَالله دانا نویسنده و مولف
قانون و قانونمداری بهترین اصل و اصلیترین پاسدار و نگهبان آزادی است ، اگر جامعهای قانونمند نباشد و قانون گریزی فرهنگ جامعه و مفسیرین قانون یکه تاز میادین قضاوت و سیاست باشند ، آن جامعه در بدعتهای فردی و تاریخی کورکورانهی مردمی و پدرسالاران خُرد و کلان قبضه و زمینگیر خواهد شد ، و سیمای تعالی و سعادت اخلاقی و زیستگاه آزادی را بدور از جنگهای سیاسی و روانی ، هیچ فرد و اجتماعی به دیدۀ شور و شعور نخواهد دید . چرا که ظلم به قوانین ترجمه شدۀ نظام طبیعت در چهارچوب مدنی زیستگاه بشر برابر با هرگونه شرارت و تهاجم بدوی و جنایتهای سلطه گران و ستمگران محلی و ملی و بین المللی ، می.باشد .
قانون معیار ظهور آزادی و وامدار اخلاق مسئولانۀ آزادیهای فردی و اجتماعی می باشد ، هر کس که قانون و شأن قانون را حفظ کند و آنچنان که شایسته و بایسته است به قانون و اعمال قانونی احترام تام و تمام بگذارد ، آن فرد میتواند مفید و مقام والایی در تجلی آزادی داشته باشد .
آزادی در حریم قانون حقوقی دارد و قانون نسبت به آزادی انتظارات ارزشی و حیثیتی . آزادی از قانون کرامت شیوۀ ادب کسب میکند ، و قانون از آزادی قدرت استقامت و پایداری می گیرد . قانون روح خود را در جویبار پاک و زلال آزادی غسل می کند و آب حیات می یابد ، و آزادی فرصتهای قانونی را صد چندان ارزشمند و والا مرتبه نگه میدارد . قانون همه را مطیع آزادی میکند ، و آزادی همه را تشنۀ حضور و پشتیبانی قانون . قانون معیارش مسئولیت پذیری با پرورش روحیه و بینشی مملو از نظم و انضباط قانونی است ، و آزادی معیارش اخلاقمداری و التزام تام به قوانین خُرد و کلان جامعهی رو به توسعه یا توسعه یافته است . آزادی اجازۀ سلب آزادی را ندارد ، و قانون اجازه نمی دهد کسی امنیت آزادیهای فردی و اجتماعی را به خطر اندازد . قانون اگر به آزادی پشت کند ، آزادی قانون خود را از دل قانون نفی آزادی به انفجاری کشنده تبدیل می کند !
بنابراین ، نمیتوان این دو مقوله مهم حیات فردی و اجتماع انسانی و الهی را از هم جدا دانست و هر مکتب و بینشی توان منع و نفی آزادی را ندارد و هر کس که در مقابل آزادی خود را فرض کند در جایی و نقطهای به ناتوانی خود اعتراف خواهد کرد و سلولهای بنیادین معرفتی خود را به فیلترینگ آزادی روانه و کانالیزه خواهد کرد .
قانون در هیچ نقطه نظر و عملی نمیتواند آزادیهای حقوقی فرد و اجتماع را نفی کند ، چرا که قانون برحسب خواستگاه سعادت بشر تنظیم وتدوین شده و اگر رسالتی غیر از این به خود تلقین کند مطمئناً آن قانون چیزی جز توهم غلط و ناصواب و تفسیر به رای ما انسانها نخواهد بود .
اگر قانون تنظیم بشود ولی توجهی به آزادی نشود این قانون گمراه کنندهترین مسیر را برای پرورش روحیات و افکار پرورشی شهروندان خواهد داشت ، و نتیجهای جز گمراهی و سردرگمی و هرج و مرج و بی بندوباری و بی خیالی نسبت به حقوق متقابل ملت و دولت نخواهد داشت .
آزادی در جامعه مدنی بدون تمکین و اجرای قانون معنا و خروجی جز آنارشی فرهنگی کشنده ندارد ، و هر کس که مدعی غیر از این باشد هنوز به درک صحیح و درستی از قانون و آزادی در جامعه مدنی نرسیده است ، آنکه قانون تفسیر میکند و خود را تنها در مقام قانونگذار میبیند و نه قانونمدار ، این فردها بیشتر به دزدان سیاسی شباهت و کاریزمای تلقینی دارند تا اینکه بخواهند خود را صاحبان قلوب مردمان معرفی کنند و با لباس نا به اندام آزادی رسم قانونمداری را در فرهنگ سیاسی و اقتصادی و عقیدتی ریشهای و ساختاری کنند.
نتیجه گیری:
در حریم امن قانون رحمانیتی زاییده و پنهان است بنام آزادی ، که این رحمان عزیز اگر خفه شود قانون را با خود میمیراند ! و اگر ارج و احترام و بلوغ پیدا کند چنان شعشعهای از تعالی و سعادت را برای بشر و انسانیت رقم میزند که گویی در هیچ جای تاریخ مردمان کینه و دشمنی با هم نداشتهاند و تا بوده بر چنین رفتارهای عقلانی و اخلاقی ثابت قدم و استوار نظر بوده اند ، بنابراین آنچه قانون را سر پا نگه میدارد نظم رضایت بخش حاصله از آزادیهای حقوقی فرد و اجتماع در بیان آزاد مطالبات خود است . و این آزادی قانونی را باید در میدان عمل و نظر پاسداری هویتی و آرمانی کرد.