خوزستان، سرزمینی است که فرهنگ در آن تنها یک واژه انتزاعی نیست؛ زندگی است، صداست، لهجه است، موسیقی است و آیینی که از دل تاریخ برخاسته و تا امروز جاری مانده است. این استان با رنگینکمان اقوام خود، از عرب و بختیاری و لر تا فارس و دیگر گروههای ریشهدار، گنجینهای از خردهفرهنگها را در خود جای داده که هر یک میتواند روایتگر بخشی از هویت ملی ایران باشد. با این همه، آنچه بیش از هر چیز احساس میشود، نیاز به رویکردی فرهنگی و هنری برای دیدهشدن، فهمیدهشدن و تقویت همین خردهفرهنگهاست.
نگاه به خردهفرهنگها نه بهعنوان حاشیه، بلکه بهمثابه سرمایه، میتواند افق تازهای پیش روی توسعه فرهنگی و حتی اقتصادی خوزستان بگشاید. زیباییهای فرهنگی هر قوم، از پوشش و موسیقی گرفته تا آیینها و شیوه زیست، ظرفیتی بزرگ برای جذب گردشگر و هدایت سرمایهگذاری فرهنگی است. گردشگری فرهنگی، زمانی جان میگیرد که روایتها بومی باشند، صداها اصیل بمانند و تصویرها از دل زندگی واقعی مردم برخیزند.
در این میان، رسانه نقشی تعیینکننده دارد. توسعه تلویزیونها و شبکههای محلی با گویشهای بومی، میتواند پلی باشد میان خردهفرهنگها و همگرایی ملی. گویش محلی، اگر درست و هنرمندانه در قاب رسانه بنشیند، نه عامل گسست که مایه پیوند است؛ زیرا مخاطب، خود را دیده و شنیده احساس میکند و همین احساس تعلق، پایه انسجام اجتماعی را تقویت میکند.
شمالشرق وغرب خوزستان، با تنوع فرهنگی، موسیقی غنی، آیینهای کهن و زیستبوم خاص خود، میتواند بهعنوان پایلوت رسانهای در این مسیر انتخاب شود. راهاندازی یک شبکه محلی یا تقویت تولیدات بومی در چارچوب ضوابط رسانه ملی و شبکه استانی، فرصتی است برای معرفی زیستجهان مردم این مناطق؛ از آداب و رسوم و موسیقی محلی گرفته تا روایتهای تاریخی، هنرهای آیینی و سبک زندگی.
چنین تجربهای، اگر با برنامهریزی دقیق و نگاه تخصصی همراه باشد، میتواند الگویی موفق برای دیگر نقاط کشور شود. الگویی که نشان میدهد توجه به خردهفرهنگها نه تهدید، بلکه فرصتی برای غنای فرهنگی، تقویت هویت ملی و حتی توسعه پایدار است.
خوزستان، شایسته آن است که فرهنگش نه در حاشیه، که در متن سیاستگذاری فرهنگی کشور دیده شود. وقتی هر خردهفرهنگ مجال بروز هنرمندانه پیدا کند، تصویر ایران کاملتر میشود؛ تصویری متکثر، زنده و ریشهدار که هم دل گردشگر را میبرد و هم دل فرزندان این سرزمین را به هویت خویش گرمتر میکند.
به قلم منوچهربرون
چاپ این صفحه