نویسنده:منوچهربرون
هوای اهواز، دیگر نه مه دارد و نه غبار، بلکه درد دارد؛ دردی از نفسهایی که به سختی بالا میآیند. شب گذشته، شاخصهای آلودگی آنقدر بالا رفته بود که حتی کودکان هم میدانستند فردا باید خانه بمانند. اما تصمیمگیران، همچنان در انتظار صبح ماندند؛ صبحی که برای بسیاری با سرفه، تنگی نفس و اضطراب آغاز شد.
در این میان، خانوادهها میان نگرانی و بلاتکلیفی گرفتار شدند، مدیران مدارس نمیدانستند باید کلاس برگزار کنند یا در را ببندند، و معلمان نمیدانستند درس بدهند یا دعا کنند شاگردانشان سالم بمانند. تصمیمی که میتوانست ساده، انسانی و پیشدستانه باشد، به تأخیری خستهکننده بدل شد.
وقتی شاخصهای هوا از خط قرمز میگذرد، دیگر مجالی برای مشورت و تعلل نیست. سلامت انسانها نباید در گرو ساعتهای اداری و جلسات تکراری باشد. کارگروه اضطرار باید نامش را به کارگروه اقدام فوری بدل کند، نه کارگروه تأمل تا صبح.
در شهری که نفسهایش شمرده میشود، هیچ تصمیمی حیاتیتر از تصمیم برای حفظ جان نیست. مدرسه، آموزش، و همه برنامهها زمانی معنا دارد که کودکی باشد تا درس بخواند و معلمی که بتواند در هوای سالم نفس بکشد.
سلامت، تنها شاخص واقعی توسعه است؛ و هر تصمیم دیرهنگام، نقدی است بر کارنامه مدیریت شهری و استانی. کاش یاد بگیریم در هوای خاکستری، تصمیمهای روشن بگیریم.
چاپ این صفحه