مردم خوزستان می پرسند چرا؟؟؟
اینجا خوزستان مرکز ثروت ایران و قلب آسیب های اجتماعی است.
خوزستان با داشتن بزرگترین ذخایر نفت و گاز، آب های حیاتی( کرخه، کارون و دز) قطب اصلی کشاورزی، پتروشیمی و صنایع فولاد، بندر و کشتیرانی، صنایع بزرگ نیشکر، مناطق بکر گردشگری و دیگر نعمت های خدادادی، هم اکنون با آمار تکان دهنده فقر و فلاکت، بیکاری، اعتیاد، خودکشی، حاشیه نشینی و بحران های زیست محیطی در صدر فهرست محرومیت های کشور قرار دارد.
این تضاد تلخ و باور نکردنی، دیگر یک مسئله اقتصادی یا مدیریتی نیست؛ یک سوال تاریخی و اخلاقی است که مردم خوزستان با صدای بلند از مسئولین ملی و استانی می پرسند:
خوزستان با این همه ثروت، دقیقا از چه چیزی محروم است که استان محروم نامیده می شود؟
ما، مردم خوزستان، میدانیم که مشکل کمبود منابع نیست. مشکل ما، فقدان ثروت خدادادی نیست. مشکل در چیزهایی است که از ما غارت شده یا سهم ما از آن ادا نشده است.
خوزستان قربانی تضاد ساختاری بین “نقش ملی” در تامین ثروت و ” سهم محلی” در بهره مندی از آن است. این وضعیت، در کنار سوء مدیریت گسترده، فساد و عدم پاسخگویی مسئولین، باعث شده تا ” نجابت” مردم خوزستان در برابر این بحران ها، به “محرومیت” از داشته های خود تبدیل شود.
سهمی که به تاراج رفت؛ ثروتی که باز نگشت
ما از شما ای متولیان امر، می پرسیم:
آن همه درآمدهای نفتی، گازی و پتروشیمی کجا رفته و می رود؟ چرا سودهای کلان بزرگترین شرکت های ایران از این خاک برداشته می شود، اما حساب های بانکی و تصمیم گیری های مالیاتی آن ها خارج از استان است تا سهم ما از مالیات و توسعه هم به صفر برسد؟؟؟
سهم مردم خوزستان از ” مسئولیت های اجتماعی ” شرکت ها کجاست؟
در کنار دکل های نفتی که ثروت ملی را پمپاژ می کنند، چرا روستاهای ما همچنان فاقد آب آشامیدنی سالم و مدارس استاندارد هستند؟ چرا جوانان بومی در مناطقی که هفت شرکت بزرگ نیشکر فعال هستند، باید بیکار بمانند؟
آب خوزستان، دارائی حیاتی ما، کجا مصرف می شود؟ چرا با وجود این همه رودخانه، به دلیل تصمیمات غلط در سد سازی و انتقال آب، کشاورزی و دامداری ما نابود شده و ما برای تهیه آب شرب سالم هم با مشکل دست و پنجه نرم می کنیم؟
ما مردم خوزستان، در طول جنگ هشت ساله و در برابر بحران هایی همچون سیل، زلزله، ریزگردها و تحریم های ظالمانه داخلی و خارجی، با نجابت و میهن دوستی بی نظیرمان ایستادیم. ما صبر کردیم و برای حفاظت از منافع ملی، مشکلات داخلی را تحمل کردیم. اما امروز می گوییم: دوره سوء استفاده از این نجابت به پایان رسیده است!
محرومیت ما در میانه این همه ثروت، ناشی از بی عدالتی، سوء مدیریت و بی کفایتی متولیان است.
ما بیداریم و می دانیم که :
بیکاری و فقر در این استان زرخیز، نتیجه مستقیم تصمیم گیری های غلط در پایتخت و انتصاب مدیران ناکارآمد و پروازی در خوزستان است.
مشغول کردن مردم به اختلافات داخلی و قومی، سیاستی هدفمند برای منحرف کردن نگاه ها از غارت ثروت و رانت های کلان است.
مسئولین عزیز!
بدانید که مردم خوزستان، بیش از هر زمان دیگری، بر حقوق قانونی و مطالبات مشروع خود آگاهند. پاسخگویی و عمل به مسئولیت، کمترین انتظار ماست.باید عدالت، کفایت و شفافیت به خوزستان برگردد و این استان زرخیز و مظلوم سهم خود را از ثروت، توسعه و رفاه بدست آورد.
ادامه این روند نه تنها به افزایش آمار فلاکت و آسیب های اجتماعی در خوزستان منجر خواهد شد، بلکه به سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی نیز به شدت آسیب خواهد زد.
زاهد مهمدی کرتلایی- فعال اجتماعی و نماینده سازمان های مردم نهاد خوزستان
چاپ این صفحه