خوزستان، استانی که بر شانههایش بار اقتصاد ملی را حمل میکند و رودها، نفت، گاز، کشاورزی و فرهنگ رنگارنگش آن را به قلب تپنده ایران بدل کرده است، امروز بیش از هر زمان دیگر به مدیریتی نو و توسعهگرا نیاز دارد. استانی با این گستره و تنوع، نمیتواند تنها با اراده یک نفر به ساحل توسعه برسد؛ اینجا به مجموعهای از مدیران پیگیر، برنامهریز و خلاق نیاز است تا در کنار مدیریت ارشد استان، راه را برای پیشرفت هموار کنند.
اینکه مدیریت ارشد استان ناچار است در تمام جزئیات و امور ریز دخالت کند، نشانهای است از نبود لایههای مدیریتی کارآمد در سطوح پایینتر. توسعه گرا بودن تنها یک شعار نیست، بلکه به معنای برنامه داشتن در دو افق کوتاهمدت و بلندمدت است. بدون چنین برنامههایی، تصمیمها مقطعی و سلیقهای خواهد شد و فرصتهای استان یکی پس از دیگری از دست میرود.
مدیران پیگیر، همان بازوان اجرایی استاندارند؛ کسانی که نهتنها وظایف اداری خود را انجام میدهند بلکه با نگاه کارشناسانه و عزم جدی، مسائل ریز و درشت استان را رصد کرده و پیش از بحران برایشان راهحل مییابند. چنین مدیرانی با شناسایی مشکلات از پایینترین سطح، بار تصمیمگیریهای خرد را از دوش مدیریت ارشد برمیدارند تا استاندار بتواند بر پروندههای کلان و رایزنیهای ملی تمرکز کند.
خوزستان امروز در نقطهای ایستاده که هر تصمیم درست میتواند آیندهای تازه بسازد و هر تصمیم غلط میتواند فرصتها را بسوزاند. این استان با ظرفیتهای بیپایانش سزاوار مدیریتی است که از روزمرگی و واکنشهای لحظهای فراتر برود و با برنامهای شفاف، پایدار و مشارکتمحور حرکت کند.
تحول در نگاه توسعهگرا تنها زمانی به نتیجه میرسد که ساختار مدیریتی استان بر اساس شایستهسالاری، تخصص و پایش مستمر عملکرد شکل بگیرد. مدیرانی که اهل برنامه باشند، با مردم و نخبگان گفتوگو کنند، و پیگیری را نه یک شعار، بلکه وظیفه خود بدانند. تنها در چنین فضایی است که میتوان به تدریج، مشکلات ریز و درشت را حل کرد و خوزستان را از گرداب حاشیهها و مشکلات دیرینه بیرون کشید.
خوزستان به مدیریتی تیمی نیاز دارد؛ تیمی که در آن هرکس مسئولیتی مشخص دارد و در عین حال همه یک هدف را دنبال میکنند: توسعه پایدار و زندگی بهتر برای مردم این سرزمین.
به قلم منوچهربرون
چاپ این صفحه