در بستر تاریخ شهر کهن و پرافتخار شوشتر نگینی درخشان از تمدن، ایمان و معماری است.
بر بلندای یکی از تپههای مشرف به رودخانه خروشان و حیات بخش گرگر گنبدی سر بر آسمان ساییده که نگهبان دو گوهر ناب است:
آرامگاه امامزاده سیدمحمد گلابی، از نوادگان امام موسی کاظم (ع) و مرقد عالم ربانی علامه محقق آیتالله شیخ محمدتقی شوشتری صاحب اثر ماندگار «قاموس الرجال».
این مکان تالاری از معنویت و دانش است که قرنهاست زائران وعاشقان اهل بیت و طالبان علم را به سوی خود میخواند. اما دریغ و درد که امروز فریاد خاموش این بارگاه مقدس در هیاهوی غفلت گم شده است.
صحنههایی که در ادامه میآید نه روایتی اغراقآمیزکه تصویری عینی از وضعیت امروز این میراث مشترک معنوی مردم شوشتر است.
شایدیکی ازتکاندهندهترین مناظر ریختن نخالههای ساختمانی و زباله از بالای سکوی قبرستان به سمت رودخانه گرگر باشد.
رودخانهای که شاهرگ حیاتی شهر شوشتر و بخشی از سیستم آبی تاریخی این منطقه است. امروز در بخشی از مسیر خود تبدیل به محلی برای دفع پسماند شده است. این عمل سه خطا را یکجا مرتکب میشود:
نخست هتک حرمت مکانی مقدس که باید پاکترین نقاط باشد.
دوم آلودگی یک منبع آبی ارزشمند که حیات محیط زیست و کشاورزی منطقه به آن وابسته است.
و سوم نادیده گرفتن سرمایه ملی و تاریخی شهر شوشتر است.
این بیتفاوتی نسبت به پاکیزگی محیط علاوه بر خطرات بهداشتی، سیمای شهری را مخدوش و چهره این مکان معنوی را زشت میکند.
نیازهای برآوردهنشده؛ از سایهبان تا نماز میت
اگر از این منظره دلخراش بگذریم با کمبودهایی مواجه میشویم که حقوق اولیه زائران را نادیده میگیرد. زائر و گردشگری که از راه میرسد جایی برای استراحت در سایه ندارد. نیاز به یک سایهبان مناسب که هم در تابستانهای سوزان خوزستان پناهگاهی باشد و هم در روزهای بارانی زمستان، نیازی حیاتی و برآوردهنشده است. ایجاد چند نشیمنگاه ساده با سایهبان در نقاطی از محوطه کمترین کاری است که میتوان برای رفاه حال بازدیدکنندگان انجام داد.
در عین حال اگرچه مکانی برای ادعیه و نمازهای روزانه وجود دارد اما این بارگاه فاقد یک سالن یا اتاق سرپوشیده و مناسب برای خواندن نماز میت است.
خانوادههایی که برای زیارت اهل قبور یا بازدید از مرقد علامه شوشتری میآیند در هنگام فقدان عزیزان خود مجبورند مراسم نماز میت را در هوای آزاد و بدون کمترین امکاناتی برگزار کنند.
این کمبود با شأن و جایگاهی که این مکان به دلیل حضور مرقد عالمی بزرگ دارد در تناقضی آشکار است.
احداث یک فضای محترمانه و مختصر برای این فریضه الهی ضرورتی انکارناپذیر است.
علاوه بر این یک پله فلزی قدیمی و غیرایمن برای دسترسی به سکو جهت زیارت اهل قبور است. این پله کهنه وبسیارخطرناک بوده و هر لحظه امکان بروز حادثهای ناگوار برای زائران، به ویژه سالمندان و کودکان وجود دارد.
جمعآوری این سازه خطرناک و جایگزینی آن با یک راهپله استاندارد و ایمن، اقدامی است که فوریت دارد.
این پرسش بهجا و جدی پیش میآید که اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان شوشتر به عنوان نهادمتولی رسمی و دارای مسئولیت مستقیم در قبال حفظ، نگهداری واداره این اماکن چه نقشی در این وضعیت داشته است؟ آیا نظارتی بر عملکرد هیأت امنا و کیفیت ارائه خدمات وجود دارد؟
مسئولیت اصلی تأمین ابتداییترین حقوق شهروندی زائران مانند دسترسی به بهداشت، آب آشامیدنی، امنیت و فضای محترمانه برای عبادت بر عهده این اداره است.
سکوت یا بیعملی در این زمینه، نه تنها خدمت به زائران محسوب نمیشود که میتواند به معنای تضییع حقوق آنان و هدر دادن سرمایه عظیم معنوی و تاریخی باشد.
این پرسش مطرح است که آیاجمع آوری نذورات وفروش قبور و عواید حاصل از این موقوفات نباید صرف ارتقا و حفظ خود بقاع متبرکه و رفاه زائران آنهاشود؟
به باورنویسنده وضعیت کنونی امامزاده سیدمحمد گلابی روایتی تلخ از یک غفلت دوگانه است:
غفلت از حرمت مردگان بزرگی که در آن آرمیدهاند و غفلت از حقوق زندگانِ زائری که به آنجا میآیند. این بارگاه که باید نماد پاکی، علم و معنویت در شهر تاریخی شوشتر باشد امروز به واسطه بیتوجهی، بخشی از مشکلات زیست محیطی و رفاهی را به نمایش میگذارد. ریختن زباله به رودخانه گرگرتنها یک بینظمی نیست؛
نشانه بیاحترامی به تاریخ، طبیعت و قداست این مکان است.
انتظار میرود مدیرکل محترم اوقاف استان خوزستان و ریاست محترم اداره اوقاف شوشتر بدون فوت وقت چشمان خود را بر روی این واقعیت بگشایند و گوش شنوایی برای صدای ناله خاموش زائران داشته باشند.
اقدام فوری برای پاکسازی محوطه ورودخانه از نخاله، جمعآوری پله فلزی غیرایمن، و آغاز پروژهای برای احداث سایهبان، آبخوری و یک سالن کوچک برای نماز میت، نه یک لطف که وظیفهای قانونی و شرعی است.
شوشتر با آن پیشینه درخشان سزاوار آن است که اماکن مقدسش آینه تمامنمای فرهنگ غنی ومیزبانی شایسته مردم آن دیار باشد.
امید است این گزارش تلنگری باشد برای آغاز حرکت و اقدام، پیش از آنکه فرصت از کف رود و خسارتی جبرانناپذیر به بار آید.
به قلم عبدالحمید گلافشان

