به قلم منوچهربرون
در مرکز بهداشت شرق اهواز، چند سال پیش، همایشی درباره «جمعیت و آینده کشور» برگزار شد؛ همایشی که قرار بود راه تازهای برای توسعه ترسیم کند. سخنران اصلی، روحانی سرشناس استان بود که با شور و حرارت از ضرورت افزایش جمعیت، از برکت فرزندان و از اهمیت نیروی جوان برای آینده سخن گفت. پس از او چند کارشناس نیز با نمودارها و تحلیلهای علمی از تجربه دیگر کشورها و خطرهای کاهش جمعیت گفتند و تلاش کردند اهمیت موضوع بیشتری روشنتر توضیح دهند.
با این حال، در میان سالن و بین حضار—که بیشتر پزشکان و کارکنان بهداشت بودند—زمزمهای شنیده میشد: «اگر جمعیت را زیاد کنیم، با این وضعیت اقتصاد و بیکاری، فقط به جمعیت بیکاران اضافه میشود…» این جمله آرام، شاید بلندتر از تمام سخنرانیها در ذهن مانده باشد؛ چون حقیقتی تلخ را یادآوری میکرد: افزایش جمعیت نسخه واحد و یکدست برای همه شرایط نیست.
جمعیت مانند رودخانهای است که اگر در مسیر درست هدایت شود، برکت و آبادانی میآورد؛ اما اگر در زمین خشک و بیبرنامه رها شود، سیلابی میشود که بر بار مشکلات میافزاید. در استانهایی مانند خوزستان، مسأله اصلی این نیست که «جمعیت افزوده شود یا نه»، بلکه این است که آیا زیرساختها، اقتصاد، محیط زیست و خدمات اجتماعی توان تحمل جمعیت کنونی را دارند؟
وقتی نرخ بیکاری جوانان بالاست، آلودگی هوا سلامت مردم را تهدید میکند، زیرساختهای درمانی زیر فشارند، معیشت مردم با مشکلات جدی روبهروست و رشد اقتصادی با واقعیت زندگی خانوارها فاصله دارد، طبیعی است که مردم نسبت به سیاستهای افزایش جمعیت تردید داشته باشند. افزایش جمعیت بدون برنامهریزی، نه تنها فرصت توسعه نیست، بلکه به معنای افزایش فشار بر زیرساختها، نهادهای اجتماعی و حتی محیط زیست خواهد بود.
جمعیت زمانی میتواند سرمایه باشد که آموزش باکیفیت، فرصت شغلی پایدار، اقتصاد توانمند، حمایت اجتماعی مؤثر و امنیت روانی و اقتصادی برای خانوادهها فراهم باشد. بدون اینها، جمعیت فقط عددی است که روی کاغذ بالا میرود و بر شانههای جامعه سنگینی میکند.
افزایش جمعیت ضرورتی ملی است، اما اجرای آن باید مرحلهبهمرحله، عقلانی و متناسب با واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی کشور باشد. کشوری که توسعه میخواهد، نخست باید ستونهای توسعه را بسازد و سپس سقف جمعیت را بالا ببرد. در آن همایش، میان شور سخنرانان و زمزمه آرام پزشکان، یک حقیقت روشن بود: هر سیاستی که با زندگی واقعی مردم هماهنگ نباشد، نه اجرا میشود و نه پایدار میماند. جمعیت زمانی برکت است که پیش از افزوده شدن، برایش آیندهای روشن و امکان زیست شایسته فراهم شده باشد.
