به قلم منوچهربرون
۱۶۲۴ نفر؛ این عدد خشک و بیروح، روایت مرگ خاموش انسانهایی است که قربانی بیهوایی شدند. انسانهایی که در شهر نخل و کارون، به جای بوی زندگی، دود تنفس کردند و جان باختند.
آمار تازهی معاون بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز، تنها یک گزارش نیست؛ زنگ خطری است که سالهاست به صدا درآمده اما گوشها هنوز بدهکار نیستند. بیش از ۱۶۰۰ مرگ در یک سال، ۴۲۷ میلیون دلار خسارت، ۲۲ هزار بیمار تنها در مهرماه—اینها نشانه نیست، فریاد است. فریاد زمینی که دیگر نمیتواند نفس بکشد و مردمی که هوای سالم را به آرزو بدل کردهاند.
آلودگی هوا در خوزستان دیگر مسئلهای فصلی یا منطقهای نیست، بحرانی انسانی و اخلاقی است. هر فلر نفتی که میسوزد، هر کارخانهای که بدون فیلتر دود بیرون میدهد، هر هکتار نیشکری که به آتش کشیده میشود، بخشی از ریههای مردم را خاکستر میکند.
سلامت مردم نباید در پای بیتدبیری اداری قربانی شود. وعدهها، نشستها و مصاحبهها هرچقدر هم پرطمطراق، تا زمانی که منجر به اقدام عملی نشوند، دردی دوا نمیکنند. مردم خوزستان دیگر به کلمات نیاز ندارند، به هوای پاک نیاز دارند؛ به تصمیمهای قاطع، به اجرای قانون، به برخورد با آلایندهها و به درختانی که نفس زمین را برمیگردانند.
اگر این فاجعه را صرفاً در قالب «آمار» ببینیم، انسانیت را فراموش کردهایم. پشت هر عدد، چهرهای هست: پدری که دیگر برنمیگردد، کودکی که نفسش به خسخس افتاده، مادری که شبها با سرفههای مداوم از خواب میپرد.
آلودگی هوا دیگر مسئلهی طبیعت نیست؛ مسئلهی وجدان ماست.
تا کی باید کارون سیاهتر شود و آسمان خاکستریتر؟
زمان آن رسیده است که مسئولان، صنعتگران، کشاورزان و مردم، در کنار هم، پیمان تنفس ببندند—پیمانی برای بازگرداندن حق ساده و مقدسِ «هوای پاک» به مردم خوزستان.