تاریخ: 1404-07-04 - 7:24 ب.ظ

پارادوکس مشارکت؛ چرا ظرفیت بالقوه سمن ها در خوزستان به بن بست مدیریت دولتی می رسد؟

به قلم زاهد مهمدی سازمان های مردم نهاد در هر جامعه ای به مثابه ریه های تنفسی جامعه مدنی عمل می کنند؛ نهادهای خودجوش، داوطلبانه و غیر انتفاعی که با تخصص و دغدغه محلی، می‌توانند در بزنگاه های اجتماعی، محیط زیستی، فرهنگی و به ویژه در حوزه سلامت، بازوی توانمند دولت باشند. استان خوزستان با […]

به قلم زاهد مهمدی

سازمان های مردم نهاد در هر جامعه ای به مثابه ریه های تنفسی جامعه مدنی عمل می کنند؛
نهادهای خودجوش، داوطلبانه و غیر انتفاعی که با تخصص و دغدغه محلی، می‌توانند در بزنگاه های اجتماعی، محیط زیستی، فرهنگی و به ویژه در حوزه سلامت، بازوی توانمند دولت باشند.
استان خوزستان با توجه به شرایط خاص جغرافیایی، مسائل محیط زیستی مزمن(مانند ریزگردها و آلودگی های نفتی) و حجم بالای نیازها در بخش هایی چون سلامت و محرومیت زدایی، بیش از هر جای دیگری به این مشارکت اجتماعی فعال نیازمند است.
متاسفانه در خوزستان شاهد یک پارادوکس مدیریتی هستیم: در حالی که مدیران دولتی در تریبون ها و جلسات رسمی به کرات بر اهمیت سمن ها و لزوم جذب مشارکت های مردمی تاکید می کنند، این حمایت های شفاهی و اعلام آمادگی ها، در عمل به وعده های بی سرانجام و فرآیندهای مبهم تبدیل می شود.
وعده های شفاهی در مقابل خلا برنامه ریزی عملی، دغدغه اصلی فعالان مدنی این است که علیرقم اعلام آمادگی گسترده سمن ها برای همکاری و هم افزایی با دولت، به ویژه در شرایط سخت و بحرانی، از وضعیت آسیب های اجتماعی و زیست محیطی گرفته تا معضلات سلامت و بیماری های غیر واگیر، هیچ برنامه و فرآیند مشخصی از سوی دستگاه های اجرایی برای استفاده از این ظرفیت بالقوه تدوین نشده است.
سمن ها صرفا یک نهاد خدماتی نیستند؛ بلکه نیرویی برای حمایت طلبی، نظارت عمومی و فراهم آوری اطلاعات دقیق محلی محسوب می شوند. با این حال، تعامل مدیران دولتی با سمن ها اغلب به حوزه های دست چندم محدود شده و از ورود آن ها به فرآیندهای اصلی تصمیم گیری و اجرای پروژه های استراتژیک جلوگیری می شود.
دلایل این انفعال مدیریتی را می توان در چند محور اساسی جستجو کرد:
۱-فقدان اعتماد ساختاری و تمرکز گرایی
بسیاری از مدیران دولتی، سمن ها را به عنوان شریک، همکار و نیروی تکمیل کننده نمی بینند، بلکه آن ها را نهادی مزاحم یا در بهترین حالت، یک مسکن موقت در نظر می گیرند. این طرز فکر ناشی از یک ذهنیت تمرکزگرا است که ترجیح می دهد تمام فعالیت ها و بودجه ها را در چارچوب بوروکراسی دولتی نگه دارد. در نتیجه، به جای تعریف سازوکارهای مشخص برای واگذاری فعالیت ها، فرآیند همکاری آنقدر طولانی و پرمانع می شود که سمن ها از ادامه کار منصرف می گردند.
۲-عدم شفافیت در تخصیص منابع و اطلاعات
بسیج منابع مالی و غیر مالی یکی از کارکردهای اصلی سمن هاست. اما زمانی که مدیران دولتی از ارائه اطلاعات شفاف در خصوص نیازهای واقعی، پروژه های اولویت دار و منابع در دسترس خودداری می کنند، دست سمن ها برای برنامه ریزی و جلب مشارکت های مردمی بسته می ماند. وعده حمایت مالی و پشتیبانی لجستیکی در خوزستان غالبا در حد حرف باقی می ماند و سمن ها مجبورند با تکیه بر منابع حداقلی خود، بخش کوچکی از اهدافشان را پیش ببرند.
۳- ترس از نظارت و مطالبه گری
سازمان های مردم نهاد، با حضور در میدان، به طور طبیعی عملکرد دستگاه های اجرایی را زیر ذره بین قرار می دهند.
این نقش دیده بانی سمن ها، که از ارکان توسعه پایدار و حکمرانی خوب است، برای برخی مدیران دولتی نامطلوب تلقی می شود. در نتیجه، با بی برنامگی در تعامل و عدم تعریف جایگاه مشخص برای سمن ها، عملا از ورود آن ها به فرآیندهای اساسی و نظارت بر اجرای پروژه ها جلوگیری می شود.

هزینه عدم مشارکت:
از دست رفتن سرمایه اجتماعی
پیامد این سیاست های دوگانه(حمایت شفاهی، انفعال عملی) بسیار فراتر از عدم استفاده از چند نهاد داوطلب است؛ این امر منجر به تضعیف سرمایه اجتماعی و کاهش اعتماد عمومی می شود.
مردم وقتی می بینند که نهادهای خودساخته و دغدغه مندشان با دیوار بلند دموکراسی و وعده های پوچ دولتی مواجه می شوند، دلسرد شده و میل به مشارکت اجتماعی در آن ها کاهش می یابد.
در شرایطی که خوزستان با چالش های بزرگی چون بیماری های غیرواگیر ناشی از سبک زندگی ناسالم یا آلودگی محیط زیست مواجه است، سمن های تخصصی می توانند با تمرکز بر آموزش محلی، تغییر رفتار و غربالگری های زودرس، بار سنگین نظام سلامت را به طرز چشمگیری کاهش دهند. محروم کردن سمن ها ار ابزارهای همکاری، به معنی افزایش مستقیم هزینه های درمان و بازگشت مجدد بحران ها به بدنه دولت است.

راهکارها:
گذار از ((وعده)) به (( فرآیند))
برای تبدیل ظرفیت عظیم سمن ها در خوزستان به نیروی عملی، مدیران استان باید از فاز صحبت درمانی خارج شده و اقدامات زیر را در دستور کار قرار دهند:
تدوین پروتکل های همکاری شفاف:

ایجاد یک (( میز همکاری سمن ها)) در استانداری و فرمانداری ها با هدف تعریف وظایف مشخص، تعیین بودجه های کوچک حمایتی و تضمین دسترسی به اطلاعات مورد نیاز.
واگذاری وظایف محلی: سپردن رسمی بخشی از فعالیت های پیشگیری، توانمندسازی و آگاه سازی در حوزه هایی مانند کنترل بیماری های غیرواگیر به سمن ها.
تسهیلگری حقوقی و اداری: کوتاه کردن فرآیندهای اداری مربوط به ثبت، تمدید و همکاری سمن ها و ارائه مشوق هایی مانند فضای کار اشتراکی یا معافیت های مالیاتی.
مدیران دولتی در خوزستان باید بپذیرند که سمن ها نه رقیب، بلکه شریک ضروری توسعه اند. در عصر حکمرانی شبکه ای، شکست در استفاده از مشارکت مردمی به منزله تشدید بحران ها و اتلاف منابع کمیاب است. دیگر زمان وعده ها به سر آمده است؛ خوزستان امروز نیازمند عمل، فرآیند و مشارکت واقعی است.

نویسنده: مهری حاجی‌پور
لینک کوتاه: https://payeshesanat.ir/?p=21829

تمام حقوق محفوظ است.