چند سالی است که اهواز، به جای آنکه صحنه اجرای طرحهای عمرانی و فرهنگی باشد، به میدان کشمکشهای رسانهای و حاشیههای بیپایان تبدیل شده است. اختلافهای درونی شورایی که از یک مشرب فکری برخاسته بود، امروز ذهن مردم را پر کرده و به جای گفتوگوهای کارشناسانه، هیاهوی مجازی را به میدان آورده است. در این میان، گروهی نیز با انتقاد از شهردار، فضای شهر را بیش از پیش پرتنش کردهاند؛ در حالی که مطالبهگری حق مردم است، اما غوغاسالاری سودی برای شهر ندارد.
تجربه نشان داده است که در تمام ادوار گذشته، شهرداران موافقان و مخالفان خود را داشتهاند. نقد همواره وجود داشته اما نقد وقتی اثرگذار است که سازنده، مستند و در مسیر اصلاح باشد، نه هیاهویی که انرژی مدیران و اعتماد مردم را بسوزاند. شهر، بهویژه در شرایط اقتصادی و زیستمحیطی امروز، بیش از هر چیز به آرامش نیاز دارد؛ چرا که توسعه در سکوت و آرامش امکانپذیر است، نه در فضای جنجال و بیاعتمادی.
شهردار فعلی اهواز طبق قانون تنها دو راه دارد: استعفا یا استیضاح. اما با توجه به شرایط خاص شورای شهر، هیچیک از این دو مسیر اکنون عملی نیست. پس در چنین وضعیتی، بهترین اقدام برای مردم و رسانهها این است که در عین حفظ روحیه مطالبهگری، توسعه شهری را در اولویت قرار دهند و با نقد کارشناسانه، پیشنهادهای عملی و حمایت از پروژههای مفید، به مدیریت شهری کمک کنند.
اهواز نیازمند فضایی است که در آن اختلاف نظرها به فرصت تبدیل شود، شوراها به جایگاه واقعی نظارتی خود برگردند و شهردار بتواند در آرامش، برنامههای شهری را اجرا کند. تنها در چنین شرایطی است که میتوان امید داشت طرحهای عمرانی به نتیجه برسند و کیفیت زندگی مردم بهبود یابد.
شهر مثل باغی است که اگر مدام در آن جنجال به پا شود، ریشههای درختانش میخشکد. امروز زمان آن است که هم مردم و هم مدیران، سکوتی سازنده را انتخاب کنند؛ سکوتی نه از سر انفعال، که از سر خرد و همکاری برای ساختن فردایی بهتر.
به قلم منوچهربرون
