نویسنده: مهری حاجی پور
خوزستان، استانی با تاریخ و فرهنگ غنی، خاستگاه تمدنها و سرچشمهی مقاومت، امروز در شرایطی قرار گرفته که پرسشهای بسیاری درباره عدالت اجتماعی و جایگاه زنان در مدیریتهای کلان به میان میآید. پرسشهایی که پاسخ روشن به آنها میتواند سرنوشت فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی استان را تغییر دهد.
بانوان؛ سرمایهای پنهان اما نادیده گرفتهشده
سالهاست که در سطح کشور، بحث مشارکت زنان در مدیریتها و ساختارهای کلان دولتی مطرح است. در بسیاری از استانهای همسایهی خوزستان، بانوان توانستهاند در جایگاههای کلان فرهنگی استان ایفای نقش کنند. اما در خوزستان، با وجود ظرفیتهای فراوان و نیروی انسانی تحصیلکرده و توانمند، هنوز هم سهم بانوان در سطوح بالای مدیریتی بسیار ناچیز است.
پس از پیروزی انقلاب تاکنون، خوزستان هیچ بانویی را در جایگاه مدیرکلی ارشاد، آموزش و پرورش، میراث فرهنگی یا سایر ادارات مهم فرهنگی تجربه نکرده است. این محرومیت نهتنها یک کمبود آماری، بلکه نشانهای از نگاههای کلیشهای و محدودکنندهای است که همچنان سایهاش بر فضای مدیریتی استان سنگینی میکند.
زنگ خطر نادیده گرفتن
نادیده گرفتن سهم بانوان در مدیریت استان، زنگ خطری است که پیامدهای فرهنگی و اجتماعی سنگینی خواهد داشت. جامعهای که نیمی از جمعیتش نادیده گرفته شوند، در عمل از نیمی از ظرفیت فکری، عاطفی و مدیریتی خود محروم میماند .خوزستان استانی است با تنوع قومی و فرهنگی، با بافت اجتماعی متکثر، و بحرانهای متعدد زیستمحیطی و اقتصادی. برای چنین شرایطی، نیاز به نگاهی مادرانه، صبورانه و همدلانه بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.
بانوان میتوانند در عرصهی مدیریت فرهنگی و اجتماعی نقشآفرینی کنند، زیرا تجربهی زیستهی آنان از تربیت، از مهر مادری، و از دغدغههای روزمرهی خانواده، آنها را بیش از مردان با مسائل کودکان، نوجوانان و آیندهی جامعه پیوند میزند.
مقایسه با استانهای دیگر
وقتی به استانهایی مانند فارس، اصفهان، بوشهر یا حتی ایلام نگاه میکنیم، میبینیم که در سالهای گذشته از ظرفیت بانوان برای مدیرکلی بهره گرفته شده است . نتیجه چه بوده؟ شکلگیری برنامههایی نوآورانه در حوزهی دختران، زنان و خانواده، رونق فعالیتهای مادر و کودک، توجه به زیرساختهای فرهنگی و حتی جلب مشارکت اجتماعی گستردهتر.
در خوزستان، متأسفانه نگاه محدود به بانوان سبب شده بسیاری از فرصتها از دست برود. فعالیتهای فرهنگی یا اجتماعی عمدتاً توسط مردان طراحی و اجرا میشود؛ فعالیتهایی که گاه با نیازهای واقعی کودکان و خانوادهها فاصله دارند.
پیامدهای فرهنگی نادیده گرفتن زنان
نادیده گرفتن زنان در ساختارهای مدیریتی، به مرور پیامدهای زیر را در استان برجای میگذارد:
– کاهش اعتماد اجتماعی بانوان: وقتی زنان میبینند سهمی در مدیریت ندارند، اعتمادشان به ساختارها کاهش مییابد و کمتر به مشارکت اجتماعی ترغیب میشوند.
– ضعف در اجرای برنامههای کودک و نوجوان: بیشتر این برنامهها نیازمند نگاهی مادرانه و همدلانهاند؛ نگاهی که بدون حضور بانوان مدیر، ناقص میماند.
– افزایش احساس تبعیض: در استانی که همواره از عدالت و توسعه سخن گفته میشود، تبعیض جنسیتی بیش از پیش به چشم میآید.
– فرار سرمایه انسانی زنانه: بانوان توانمند استان، وقتی جایگاهی برای بروز نمییابند، یا در حاشیه قرار میگیرند یا مهاجرت میکنند.
سهم بانوان در دولت چهاردهم کجاست؟
در دولت چهاردهم، انتظار میرفت سهم بانوان خوزستان به شکلی عادلانهتر تعریف شود. اگرچه در استانداری و فرمانداریها یا بخشداریها شاهد حضور زنان هستیم، اما این حضور حداکثری نیست. پرسش اصلی این است: چرا در ادارات کل مهم فرهنگی، آموزشی و اجتماعی هیچ بانویی فرصت مدیرکلی پیدا نکرده است؟
آیا زنان خوزستانی که در دانشگاهها، انجمنهای علمی، سازمانهای مردمنهاد و حتی محافل هنری و فرهنگی خوش درخشیدهاند، شایستهی حضور در رأس
مدیریتها نیستند؟
نگاه آیندهنگر
برای عبور از این وضعیت، باید نگاه آیندهنگر و عدالتمحور داشت. خوزستان نیازمند آن است که بانوان در سطوح تصمیمگیری جدی گرفته شوند. این حضور نه تنها مطالبهی بانوان، بلکه ضرورتی برای آیندهی استان است.
اگر میخواهیم کودکان امروز در آینده شهروندانی مسئول و باانگیزه باشند، باید فضای فرهنگی و اجتماعی استان را با نگاه مادرانه و زنانه غنیتر کنیم. تجربهی استانهای دیگر ثابت کرده که حضور بانوان در مدیریتهای کلان میتواند جریانهای نو ایجاد کند، تعادل عاطفی بیشتری در سیاستگذاریها پدید آورد و از نگاههای تکبعدی بکاهد.
فراموش کردن فرصتهای بانوان در خوزستان، فراموش کردن بخشی از هویت و ظرفیت استان است. امروز زنگ خطر به صدا درآمده: اگر همچنان سهم زنان در مدیریتهای کلان نادیده گرفته شود، آیندهی فرهنگی و اجتماعی استان بیش از پیش آسیب خواهد دید.
خوزستان نیازمند تغییری اساسی است؛ تغییری که از پذیرش بانوان در رأس مدیریتهای فرهنگی و اجتماعی آغاز میشود. این تغییر نه تنها عدالت جنسیتی، بلکه عدالت اجتماعی را محقق میسازد.
امروز زمان آن است که پرسش کنیم: سهم بانوان خوزستان در دولت چهاردهم کجاست؟
و پاسخی روشن و عملی برای آن بیابیم، پیش از آنکه فرصتها بیش از این از دست بروند.