امروز: ۱۰ بهمن ۱۴۰۴

چرا حاشیه دست از سر خوزستان برنمی‌دارد؟

خوزستان، استانی که روزی شریان‌های اقتصاد ایران در آن می‌تپید، امروز بیش از آن‌که میدان عمل و توسعه باشد، میدان حاشیه‌ها شده است. هر انتصاب مدیری، هر تصمیم کوچک یا بزرگ، از دفتر استانداری تا رسانه‌های محلی، در سیلابی از حاشیه‌ها غرق می‌شود؛ گویی خوزستان به جای سکوی جهش، در باتلاق گفت‌وگوهای بی‌ثمر گرفتار شده است.
این حاشیه‌ها تنها یک مسأله روانی یا خبری نیستند؛ زخمی هستند بر پیکره مدیریت استان. هرچه انرژی مدیران باید صرف برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت و بلندمدت شود، به دفع و پاسخگویی به حاشیه‌ها اختصاص می‌یابد. در نتیجه، مسائل خرد و کلان استان از توجه و حل شدن بازمی‌مانند.
توسعه اقتصادی، عمرانی و شهری همانند نهالی است که تنها در خاک آرامش و هوای سالم می‌روید. در هوای پر از گرد و غبار حاشیه، این نهال نه رشد می‌کند و نه به بار می‌نشیند. تجربه همه استان‌ها و کشورها نشان می‌دهد که ثبات مدیریتی و آرامش سیاسی پیش‌شرط توسعه است؛ جایی که مدیران فرصت داشته باشند به جای پاسخ‌گویی روزانه به شایعات و هجمه‌ها، به ساختن فردای بهتر بیندیشند.
اما این «درد لاعلاج» نسخه دارد؛ درمانش در دو چیز است: نخست، بالا بردن تاب‌آوری و تمرکز مدیران در برابر حاشیه‌ها و دوم، ایجاد فرهنگ مطالبه‌گری سالم به جای شایعه‌سازی در میان رسانه‌ها و افکار عمومی. مدیران ارشد باید با شفافیت، گفت‌وگو و ارائه گزارش‌های دقیق، جلوی شکل‌گیری شایعات را بگیرند. رسانه‌ها نیز باید از افتادن در دام منافع گروهی بپرهیزند و به رسالت اصلی خود، یعنی آگاهی‌بخشی، برگردند.
خوزستان بیش از هر زمان دیگری به سکوت سازنده و آرامش مدیریتی نیاز دارد تا بتواند ظرفیت‌های عظیمش را بالفعل کند. اگر این استان می‌خواهد دوباره به جایگاه شایسته خود برسد، باید از دام حاشیه‌ها بگریزد و به میدان عمل بازگردد؛ چرا که آینده در آرامش ساخته می‌شود، نه در غوغای بی‌پایان.

به قلم منوچهربرون

چاپ این صفحه