دیرباز تا امروز، رسالت قلم رکن اساسی پیشرفت هر جامعه بوده است. کشوری که مردمانش با رسانه و آگاهیبخشی آشنا نباشند، به رشد و شکوفایی دست نخواهند یافت و همیشه در انتظار منجیای خواهند ماند که از سوی سیاستمداران، گوشهای از عنایاتش به وضعیت معیشت آنان برسد. مردمی که تنها به گذران زندگی بسنده کنند، از دنیای امروز چیزی جز بقا نخواهند داشت.
رسالت قلم، آگاهیبخشی به جامعه است؛ باید میدان مغناطیسی بسازد تا مردم را در جریان امور دولت، اقتصاد، اجتماع و سیاست قرار دهد. اما اگر قلمها در گرو سیاست و سیاستمداران باشند، تنها دفتر مشق دولتمردان خواهند شد؛ روزانه دیکته مینویسند و هیچ نقشی در رسالت واقعی خود ندارند. چنین قلمهایی پیشاپیش فروخته شدهاند و چشم و گوش قدرت شدهاند؛ ناگزیر چشم بر ناکارآمدیها میبندند و جامعه در جا میزند.
مطبوعات باید در بیان مطالب آزادی داشته باشند؛ آزادیای که تنها در چارچوب حقوق عمومی و مبانی قانونی محدود شود. رسالت، حقوق و حدود روزنامهنگاران و مطبوعات سه حلقهی زنجیری است که نبود هرکدام، مرگ دیگری را در پی دارد. مطبوعات باید آزادی بیان و حقوق خود را بشناسند و از آن نه فراتر بروند و نه فروتر؛ و همواره پلی میان مردم و مسئولان باشند.
مطبوعات نباید میدان بدهبستانهای محفلی شود. عدهای شبهخبرنگار نباید رسانه را ابزاری برای منافع اقتصادی و شخصی یا باجخواهی بدانند و رسالت قلم را به بیراهه ببرند. خانه مطبوعات در کشور و استانها دارای قوانین اجرایی است و اهل قلم باید به آن پایبند باشند. باید مراقب بود که شبهرسانهها میدان واقعی رسانه را به کسبوکار و بازاریابی و بده بستان اداری تبدیل نکنند و در جلسات با مدیران حقیقی و حقوقی، جایگاه رسانه را به تسویهحسابهای شخصی و تریبونداری فرو نکاهند.
اهل قلم، با پاسداشت رسالت خود و پایبندی به اخلاق حرفهای، میتوانند بار دیگر رسانه را به جایگاه واقعیاش بازگردانند؛ چشم بیدار جامعه، نه بازوی تبلیغ قدرت.
به قلم مهری حاجی پور
