رسانه، در ذات خود، عرصهی گفتوگو، مشارکت و همافزایی است. اما تناقض اینجاست که در بسیاری از تجربههای رسانهای در ایران، بهجای آنکه کار جمعی به ثمری بزرگتر از توان فردی منجر شود، گاه برعکس عمل کرده است: تنش، پراکندگی و شکست. پرسش اصلی این است که چرا چنین میشود؟
نخست باید به روح فردگرایی در فضای رسانهای اشاره کرد. رسانهگر، خواه روزنامهنگار، خواه برنامهساز یا مستندساز، غالباً «منِ خلاق» خود را جدیتر از «ما»ی گروهی میبیند. او میخواهد اثرش امضا و هویت شخصی داشته باشد، و این میل طبیعی، گاه با قواعد جمعی در تعارض قرار میگیرد. بهویژه وقتی ساختارهای صنفی و نهادهای حمایتی ضعیف باشند، کار تیمی بیشتر به صحنهی تضاد منافع بدل میشود تا میدان همافزایی.
از سوی دیگر، فقدان فرهنگ گفتوگو و اعتماد حرفهای نیز مانع بزرگی است. در کار رسانه، هر کس حقیقت را از زاویهی خود میبیند و به روایت خود باور دارد. اگر این تکثر روایتها در یک فضای امن و قانونمند جمع نشود، به زودی به جدالهای شخصی، رقابتهای ناسالم و گاه حذف یکدیگر منجر خواهد شد.
اما کار انفرادی چرا گاه موفقتر است؟ چون در آن، خلاقیت بدون مانع جریان مییابد. رسانهگر تنهاست، تصمیمگیرندهی اصلی است، مسئولیت کامل کار را میپذیرد و اثر خود را بیواسطه به مخاطب عرضه میکند. همین یکپارچگی در تصمیمسازی و اجرا، سرعت و انسجام بیشتری به کار میدهد.
با این حال، این برتری انفرادی نسبی است. در جهانی که رسانهها به شبکههای عظیم و جریانهای فراملی تبدیل شدهاند، هیچ فردی به تنهایی نمیتواند با قدرتهای بزرگ رسانهای رقابت کند. کار تیمی و صنفی اگرچه دشوار، اما اجتنابناپذیر است. آینده رسانه نه در «منهای پراکنده» بلکه در «ماهای همافزای» حرفهای شکل خواهد گرفت.
پس شاید راز عبور از این بنبست، در پرورش فرهنگ مدارا، تقویت نهادهای صنفی، و آموزش مهارتهای کار جمعی باشد. آنگاه کار تیمی، نه باری سنگین، بلکه پلی خواهد شد برای خلق رسانهای عمیقتر، اثرگذارتر و انسانیتر.
به قلم منوچهربرون
