وقتی موشک روی صدا و سیما فرود میآمد و زمین و آسمان میلرزید، مجریان کودک شبکه نهال، بدون ذرهای آشفتگی، با رفتاری طبیعی و دلگرمکننده، مقابل دوربین ایستادند. حتی یک لحظه اجازه ندادند اضطراب یا نگرانی به قاب تلویزیون و دل کودک ایرانی نفوذ کند. با همان لبخند همیشگی، فقط با بهانهای ساده مثل کمبود وقت، برنامه را آرام به پایان رساندند تا مبادا روح لطیف بچهها خار بردارد و لحظهای از امنیت دلشان خدشهدار شود.
اما حقیقت این روزهای ایران اسلامی بزرگتر از این قابهاست. همه ما از این قهرمانان گمنام تلویزیون گرفته تا نیروهای امداد، پزشکان، معلمان، کارگران، پدران و مادرانی که آرامش را به خانه و دل فرزندشان میآورند در میانه این جهاد، بهترین نقشها را ایفا میکنیم. هرکسی به سهم خود، با تمام وجود در خط مقدم مسئولیت، ایستاده است؛ از قاب تلویزیون گرفته تا کوچه و خیابان و بیمارستان و مسجد.
و اینجاست که آدم فقط میتواند بگوید: به چنین ملت یکدل و باهمتی، فقط میشود افتخار کرد. همین مردمند که امید و عزت ایران اسلامی را زنده نگه داشتهاند.
به قلم زینب امیری
بسج هنرمندان استان خوزستان //واحدخواهران//انجمن ادبیات پایداری