تاریخ: 1404-04-11 - 0:08 ق.ظ

نبرد ۱۲ روزه؛ نقطه عطف بازدارندگی موشکی ایران

سامان فرامرزی حمله پیش‌دستانه ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای و فرماندهی ایران، ۱۲ روز درگیری کم‌سابقه را رقم زد. در این بازه بیش از ۱۴۵ حمله هواییِ اسرائیل و آمریکا ثبت شد و ایران با شلیک موشک‌های نقطه-زن به تل‌آویو، حیفا و پایگاه‌های منطقه‌ای پاسخ در خوری داد. تلفات و تخریب پالایشگاه حیفا […]

سامان فرامرزی

حمله پیش‌دستانه ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای و فرماندهی ایران، ۱۲ روز درگیری کم‌سابقه را رقم زد. در این بازه بیش از ۱۴۵ حمله هواییِ اسرائیل و آمریکا ثبت شد و ایران با شلیک موشک‌های نقطه-زن به تل‌آویو، حیفا و پایگاه‌های منطقه‌ای پاسخ در خوری داد. تلفات و تخریب پالایشگاه حیفا و برج‌های مالی تل‌آویو، چند فرودگاه و…نشان داد تهران به توان موشکی خود برای «موازنه درد» اتکا کرده است.

شواهد نشان می دهد،بدون سامانه بالستیک و کروز بومی، معادله به‌نفع جنگ تمام‌عیارِ طرح‌شده در اتاق فکر ترامپ و نتانیاهو رقم می‌خورد؛ طرحی که از ماه‌ها پیش با عنوان «Rising Lion» دنبال می‌شد. اما هزینهٔ مقابله با موشک‌های جدید ایران ــ با مانورگریز بالا و هدایت اپتیکی ــ کاخ سفید را واداشت،با تغییر سریع موضع، به‌جای «سرنگونی»، روی «تغییر رفتار» تمرکز کند و به آتش‌بس ۲۴ ژوئن تن دهد.

شایان ذکر است، برخلاف تصور برخی رسانه‌های خارجی،ده‌ها هزار نفر در تجمعات ۲۰ ژوئن، ضمن محکومیت تجاوز اسرائیل، از نیروهای مسلح حمایت کردند. در شبکه‌های اجتماعی هم هشتگ‌های «#همه_برای_وطن»و«#ایران_تنها_نیست» توسط نسل Z داغ شد؛ نمونه‌ای از «همبستگی دیجیتال» که هزینهٔ روانی جنگ را کاهش داد.

در همین میان و در کورانِ بحران، رضا پهلوی با فراخوان «قیام نهایی» کوشید خود را رهبر بدیل معرفی کند، اما نظرسنجی‌ها و تحلیل‌ها نشان می‌دهد او و سایر گروه‌های تبعیدی، پایگاه اجتماعی معناداری در داخل ندارند و بیش از هر چیز به مثابه اهرم فشار رسانه‌ای واشنگتن و تل‌آویو عمل می‌کنند. حتی رسانه‌های غربی اذعان دارند که «فانتزی بازگرداندن سلطنت، سوخت اجتماعی ندارد».و با چراغ سبز نشان دادن به اسرائیل برای حمله به میهن و ایجاد هشتک های بی محتوا، ضمن نشان دادن آن روی چهره واقعی خود، با نه بزرگ ملت ایران مواجه و جایگاه ضعیفی که به زور رسانه و زرق و برق شبکه های ماهواره ای کسب نموده بود را از دست داد.

از سویی، آمریکا که در میانه مذاکرات با ایران به سر می برد، در ابتدا خود را بی اطلاع نشان داد، پس از پاسخ موشکی و ورود جنگ به اوضاعی خارج از نقشه ذهنی خود،با حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران وارد جنگ مستقیم شد.شواهد نشان می دهد با این جنگ آمریکا ناگزیر گردید که در معادلات و دکترین سیاسی برون مرزی خود تغییرات اساسی بوجود آورد.
اروپا که از طرفی نگرانی هایی چون افزایش قیمت انرژی و هجوم پناهندگان و نا آرامی در منطقه را نشان می داد،نیز با بستن چشم به رویِ واقعیت و بکار گیری سیاست و استاندارد های دو گانه چهره واقعی خود را حداقل برای آزاد اندیشان جهان و آیندگان نشان داد، و همچنان در چندگانه، امنیت، انرژی و حقوق بشر سرگردان در رویای احیایِ برجامی محدود به سر می برد.

اسرائیل و به تعبیری بهتر نتانیاهو با اهدافی چندگانه و به ظاهر بدنبال مهار دائمی توان موشکی و هسته‌ای ایران، با منظره تغییر رژیم و پایان جمهوری اسلامی و در پی آن انقلاب رنگی و در نهایت چند پاره کردن ایران، با حمله ای از پیش تعیین شده به قلب فرماندهان نظامی ایران حمله نمود،ولی با دریافت پاسخی در خور توجه در ساعات اولیه، با مشاهده قدرت موشکی و توان «بازدارندگی متقابل ایران» و ضعف مقابله رژیم تحت فرمان خود، با چالش های متعدد داخلی از جمله دادگاه اورشلیم، گروه های مخالف داخلی،مردم،از اهداف خود وا ماند.

از سویی دیگر در دوران پسا آتش بس، تهران با هشدار جدی به باکو، از آن کشور خواست، حریم هوایی یا پایگاه‌هایش محل عبور جنگنده‌های اسرائیلی نشود. هرچند دولت آذربایجان رسماً اعلام بی‌طرفی و «حرمت خاک خود» کرد، واقعیتِ نزدیکی راهبردی با تل‌آویو ایجاب می‌کند ایران با ترکیبی از دیپلماسی فعال، بازدارندگی موشکی و کارت‌های انرژی و ترانزیت، سیاست «پاسخ سریع» را حفظ کند.

در میان بحران پیش آمده همه چشم ها و افکار عمومی جهان به رهبری ایران است.ایشان با اعلام «خط قرمز حیثیتی» و مدیریت هم‌زمان سه جبهه ــ نظامی، دیپلماتیک و رسانه‌ای ــ توانست حملات را خنثی و به آتش‌بس برساند؛ در حالی که زیرساخت هسته‌ای نیز طبق گزارش‌های فنی «آسیب راهبردی ندید». این تجربه نشان داد مدل فرماندهی کلان ایران قادر است «استقامت دفاعی» را با «چانه‌زنی سیاسی» تلفیق کند؛ ظرفیتی که در صورت حرکت به‌سوی بازسازی اقتصادی می‌تواند به فرصت تبدیل شود.

در آخر جهانیان فهمیدند،موشک‌ها فقط سلاح نیستند؛ زبانِ «قدرت مذاکره»اند. در غیاب آنها، طرح ترامپ و نتانیاهو برای «جنگ سریع و تغییر رژیم» حتمی بود. اکنون که تهدید دفع شده، اولویت با تقویت همبستگی ملی، مدیریت روایت ها و استفاده از موقعیت ژئوپلیتیکی در برابر بازیگرانی مانند جمهوری آذربایجان ، ترکیه و عربستان است؛ امری که به پشتوانه رهبریِ آزموده و ظرفیت‌های مردمی، دست‌یافتنی است.

نویسنده: مهری حاجی‌پور
لینک کوتاه: https://payeshesanat.ir/?p=20610

تمام حقوق محفوظ است.