به قلم: لطیف ابراهیمی – اروند کنار
در آن روزها، استاندار وقت، آقای مقتدایی، با همراهی تیم اقتصادی اروندکنار، با ارائه طرحی توجیهی، ضرورت برقراری ارتباط مرزی با کشور عراق از طریق مرز اروندکنار را مطرح کردند. ایشان با این طرح قانع شدند و برای تحقق آن، رایزنیهایی با استاندار وقت بصره انجام دادند.
استاندار بصره نیز موضوع را با دولت وقت عراق، به ریاست حزب بعث، در میان گذاشت و این طرح مورد تأیید دو کشور قرار گرفت.
قرار بود پل مرزیای بر روی اروندرود احداث شود. این پل، با طراحی و مهندسی نوین، پس از بررسیهای کارشناسی آماده اجرا شد. رفتوآمدهایی بین دو مرز صورت گرفت و نشستهایی در همین خصوص برگزار شد.
نام این پروژه را “پروژه دوستی” گذاشتند؛ پلی که قرار بود ارتباط زیارتی، مسافرتی و ترانزیتی را فراهم کند و در کنار آن، دشمنیها را به دوستی تبدیل نماید.
اما ناگهان، استاندار وقت خوزستان به هرمزگان رفت و این طرح، کمکم به تاریخ پیوست. تمام تلاش تیم اقتصادی که قصد داشت اروندکنار را از بنبست خارج کند، پشت خاکریزها متوقف شد؛ تلاشی که در لحظات آخر، گرفتار بدلکاران حرفهای شد.
دولت وقت عراق با حمله نیروهای خارجی برکنار شد و دولت جدیدی روی کار آمد. اکنون، رویکرد دو کشور دوستانه و در راستای منافع ملی دنبال میشود.
اما همچنان، اروندکنار، مرز ملی ایرانزمین، پشت خاکریزها گرفتار مانده و از این دوستی بهرهای نبرده است.
ما نمیگوییم بر روی اروندرود حتماً پل دوستی داشته باشیم؛ بلکه به حداقلها نیز راضی هستیم. کافی است ارتباط دریایی، زیارتی و مسافرتی برقرار شود.
تحولات ابرپروژه فاو، جهان را ترغیب به تجارت با آن بندر کرده است. چرا اروندکنار که تنها ۵۰۰ متر فاصله دارد، باید بیبهره بماند؟
اروندکنار میتواند به خط ترانزیت آسیای میانه تبدیل شود؛ آنهم با هزینهای بهصرفه. از این رو، جا دارد نگاهی ویژه به اروندکنار داشته باشیم.
موقعیت اروندکنار در دهانه اروندرود، موقعیتی استثنایی و راهبردی است. پتانسیل موجود آن میتواند در اقتصاد منطقه نقش مهمی ایفا کند.
با اندکی توجه، این مرز راهبردی میتواند همچون نگینی در دهانه خلیج فارس بدرخشد و بر افتخارات این کشور بیفزاید.
دیوارهای شک را بشکنید و بدون تردید، آرزوی شهدا را محقق کنید؛ آرزوی آبادی مرز میهن عزیزمان، ایران.
