امروز: ۹ بهمن ۱۴۰۴

کاتبِ جراحتِ کلمات

فرزین پارسی کیا (شاعر، نویسنده، ترانه‌سرا، روزنانه‌نگار) متولد ۱۳۵۵ و دانش‌آموخته‌ی نشر و مهندسی فن‌آوری اطلاعات است. 

گفت و گو: اسماعیل مسیح گل

اشاره:

فرزین پارسی کیا (شاعر، نویسنده، ترانه‌سرا، روزنانه‌نگار) متولد ۱۳۵۵ و دانش‌آموخته‌ی نشر و مهندسی فن‌آوری اطلاعات است.

از فعالیت های ادبی و فرهنگی وی میتوان به دبیری گروه فرهنگی، ادبی “پاراگراف” از سال هفتاد و هشت تا نود و دو.  فعالیت و همکاری با نشریات و مسئول ستون شعر روزنامه جهان اقتصاد از سال ۹۴. اشاره کرد.

کتاب‌های شعر “به ردیف میرزا عبدالله ” نشر توس “لکنتی از گیسوانت” نشر شب‌چله “انقراض راوی” نشر مانیاهنر کتاب شعر و عکس: “به تیک ثانیه معتادم ” با همکاری حمید جانی‌پور نشر مانیاهنر کتاب داستان کودک: “فری موفری” نشر حس آخر “ستاره‌های یک شب تعطیل ” نشر حس‌آخر و هشت عنوان کتاب تالیف، ترجمه و شعر به عنوان ویراستار؛ از دیگر فعالیت های وی محسوب می شوند. گفتگوی اختصاصی با این هنرمند معاصر به بهانه ی انتشار مجموعه شعر 《جراحت کلمه》صورت  گرفته است.

 

آخرین کتاب شما جراحت کلمه است لطفا در مورد این دفتر شعر بفرمایید؟

پنجمین و آخرین کتاب شعرم《جراحت کلمه》توسط نشر مروارید منتشر شد.

این مجموعه حاوی شصت‌ودو شعر (شعرهای سال‌های نودوشش تا نودوهشت) در صدوسه صفحه است که بوسیله‌ی “هذیان”‌ها (که پیش از این در کتاب انقراض راوی برای اولین‌بار از آن استفاده کرده بودم)، کتاب را به چهار بخش متفاوت تقسیم می‌کند.

شعرهای این کتاب با طرح روایت‌هایی غیرخطی و رفتاری زبانی به خلق موقعیت‌هایی جدید دست زده و سعی در آزمودن فضاها و گوشه‌هایی جدید در شعر امروز دارد که پیش از این کم‌کاربرد یا استفاده نشده بوده‌اند

《جراحت کلمه》نهمین کتاب تالیفی من بوده و به نوعی چکیده رفتار سه دهه‌ قلم‌زدن من است که طی این سال‌ها به مخاطب حرفه‌ای ادبیات عرضه کرده‌ام

به باور شما به عنوان یک شاعر شعر امروز ما چه چیزی کم دارد وراه حل چیست؟

شعر امروز، دیگر چون گذشته جایگاه رسانه‌ای یا راوی قصه بودن را از دست داده و حتی دیگر نمی‌تواند همچون دوره‌ی مشروطه محرکی برای تحولات سیاسی و اجتماعی شود. این نه از کم‌کاری شاعران عصر حاضر که به ضرورت شرایط ارتباطی و تغییر تعاملات ربط دارد. به‌واقع مهم‌ترین مشخصه‌ی شعر امروز پرداخت به زبان است. شاید نبود این خصیصه یا پرداخت غلط و اغراق‌آمیز که چون پرت شدن از دو سوی بام است بزرگترین خلا شاعران این روزگار است. اما بعد از ضرورت پرداخت به زبان همچنان عناصری چون تخیل، زیبایی‌شناسی و ذات هنر این نیاز را در جامعه ایجاد می‌کند که شاعر پیوسته به مخاطب چون عنصری تاثیرگذار نگاه کند و در کنش و واکنش عرضه و نیاز بدون کوتاهی از مواضع خودت راهی را برای جذب مخاطب در نظر بگیرد.

اما بهتر است بگویم شعر امروز برخلاف کثرت شاعران و کتاب‌های بی‌مخاطبشان نیاز دارد شاعرانی باسواد (از تمامی جوانب) و دغدغه‌مند را بپروراند نه کارمندان و کارگران هزار حِرَف که به تفنن شعری گفته و چند خطی هم می‌نویسند.

 

این روزها آقای پارسی کیا مشغول نوشتن چه نوع اثری است؟

به‌غیر از کتاب‌های ویرایشی، به ترجمه و بازسرایش اثری کهن مشغولم که به‌شدت درگیرم کرده است و زمان زیادی را از من می‌گیرد.  در تدارک یک مجموعه داستان برای کودکان نیز هستم  و همچنین اگر شرایط و امکانات مهیا گردد فیلمنامه‌ای که پیش از این نوشته‌ام را به عنوان دومین فیلم خود تولید خواهم کرد. البته از شعر و ترانه غافل نبوده و نخواهم بود.

 

آقای پارسی کیا شما به‌غیر از ادبیات در زمینه مستند سازی نیز فعال هستید. درباره‌ی آثار خود بفرمایید و همچنین از مشکلاتی که بر سر راه تولید مستند وجود دارد توضیحی اجمالی بدهید.

 

بله، من به‌غیر از فعالیت در حیطه‌ی شعر و ادبیات، به تازگی دست به تولید مستندی زدم با نام “رضاروزنامه” که به مقوله‌ی مطبوعات و شغل‌های مرتبط با آن می‌پردازد. همچنین از بین رفتن جذابیت و نیاز جامعه به روزنامه‌ها و مجلات کاغذی روز.

طبیعتا کار در حوزه‌ی مستند جدای از نیازهای فنی درگیری‌های بسیاری دارد که از آن‌جمله سرمایه‌گذاری و اسپانسرینگ و محدودیت‌های زمانی و مکانی‌ست که کار را برای تولیدکننده سخت می‌کند. از آن‌جایی که در بسیاری از موارد ساخت فیلم مستند اتفاق‌ها، ناگهانی و بی‌تکرار هستند و معمولا نمی‌توان فیلمنامه‌‌ای از پیش نوشته شده و قطعی را برای آن در نظر گرفت، می‌بایستی از حداقل امکانات، حداکثر بهره‌برداری را داشت. در همین راستا و به دلایل فوق هم‌اینک پروژه‌ای در دست دارم که به دلایلی سه‌سال است که به‌طول انجامیده و هنوز هیچ عاقبتی را برایش متصور نیستم.

 

معیار یک شعر خوب از نظر شما چیست وبعد از سرودن یک شعر چند بار ویرایش انجام می دهید؟

معیار، شعر شدن است و بس. هرآنچه که در این همه سال برای شعر گفته شده نتوانسته جان کلام را برایش تعریف کند پس قطع‌ به‌یقین همان کلامی که شعر را به بلندای واژه می‌کشاند و در عمق جان رسوخ می‌کند ملاک شعر است و این مهم قطعا منوط به زمان است و قابل تغییر. اما اگر بخواهم تصویری کلی از عقیده‌ی شخصی‌ام بدهم به‌واقع پرداخت زبانی، نوآوری و چهارچوب گریزی از اولویت‌های من است.

اما در مورد ویرایش شعر باید بگویم تا هر زمان که لازم است ویرایش را ادامه می‌دهم، حتی گاهی بعد از انتشار اثر. شاعر اگر دگم و بسته با چهارچوب اولیه‌ی اثرش برخورد کند و از بضاعت‌های ویرایشی استفاده نکند به شعر خودش خیانت کرده است.

 

در جایی بزرگی گفته بود، شعر حادثه‌ای‌ست که در زبان اتفاق می‌افتد. به باور شما شعر نسل جوان از زبان فاصله گرفته است یا نه؟

دقیقا، شعر اتفاقی زبانی‌ست و  خارج از این چهارچوب تعریفی ندارد اما این که ماهیت شعر را از رفتار زبان تهی کنند به‌هیچ عنوان امکان پذیر نخواهد بود، همان‌طور که نمی‌توان شعر را از معنا خالی کرد. حرکت بر این بند و نیفتادن به هر سوی باید  مهم‌ترین دغدغه‌ی این‌روزهای گردد. اما شعرهای جوانان امروز که عمدتا به سمت ساده‌نویسی صرف پیش می‌رود کاملا نگران کننده و عجیب است و تنها معنا‌محوری سطحی است که شعر بسیاری را پیش می‌برد.

باید اشاره کنم که این روزها گرته‌برداری از سبک هندی در آثار شاعران، بیش از پیش دیده می‌شود، اما همین عدم توجه به زبان باعث شده که به هیچ وجه آن قدرتی که در آثار گذشتگان می‌دیدم تکرار نشده که هیچ، به آن نزدیک هم نمی‌شود.

 

نظر شما در مورد ادبیات خوزستان چیست ؟

احمد محمود، محمد ایوبی، نجف دریابندری، ناصر تقوایی، علیشاه مولوی و صدها نام نامدار دیگر که باعث بالندگی ادبیات و فرهنگ این سرزمین شده‌اند خود نشانه‌ای از توانایی و کثرت نویسندگان و فرهیختگان خوزستان است.

از دیرباز با توجه به استعداد و توانایی، و همچنین آشنایی و تلفیق فرهنگی که در خوزستان (به علت‌های مختلف همچون صنعت نفت) وجود داشته، و همچنین به همراه آن شکوفایی فرهنگی و پرداخت‌ها و ادبیات جدید این خطه، برجسته گردیده است. البته این جدای از قدمت دیرسالِ میان‌رودان و فرهنگ چند هزارساله‌ی آن دیار نیست. اما در ادبیات و هنر نوین تاثیر آشنایی و شناخت فرهنگی از اروپا و همچنین کشورهای عرب زبان‌و همجوار را نباید نادیده گرفت و من فکر می‌کنم همیشه در ادبیات‌ و فرهنگ ایران‌زمین بار سنگینی بر دوش فرهیختگان این خطه‌ی پهناور بوده که در نهایت باعث بوجود آمدن آثار ارزشمند فرهنگی شده است

بگذارید کمی خودمانی‌تر و ساده بگوم، اگر خوزستان و ادبیاتش نبود الان من و شما با هم گفتگو نمی‌کردیم و شاید نامی از پارسی‌کیا برده نمی‌شد. اگر من هستم و فعالیت می‌کنم همه از داشتن استاد گرانقدری به نام محمد ایوبی‌ست که در بزنگاه خاص زندگی‌ام مرا در این مسیر هدایت کرد. واقعا اقبال بلند من، ایشان را در دبیرستان هدف (در تهران) به عنوان دبیر ادبیات قرارداد تا بواسطه ایشان از پانزده سالگی شیفته‌ی شعر و داستان شوم، و این دلیلی‌ست که امروز به او، قلم‌اش، و همچنین ادبیات خوزستان وام‌دار مانده‌ و خواهم ماند

چاپ این صفحه