به قلم: منصور بزرگمهر
نام نیای مادری زرتشت “فراهیم” بود. وی مردی آریایی بود که دختری به نام دُغدوا داشت که بسیار سفید، زیبا و درخشان بود تا جاییکه در سن پانزده سالگی کرپن ها (آخوندهای آریایی) به وی انگ ارتباط با پریان و جادوان زدند و فراهیم ناگزیر دختر خود را از خانه و خاندان خویش راند.
دغدوا ناچار به یکی از بستگان خود به نام “پوروشسب” از خاندان “اسپنتمان” پناه برد و با او ازدواج کرد. بدینگونه زرتشت از خاندان فراهیم و اسپنتمان در آذربایجان زاده شد. آرامگاه مادر زرتشت در ده آنبی نزدیک ارومیه واقع شده است.
زرتشت در غارهای نزدیک ارومیه و مراغه سرگرم نیایش و اندیشه بوده است. از گاهان می شود دانست که جامعه زرتشت یک جامعه شبانی کوچرو بوده است. در نتیجه ممکن است زرتشت در خلال کوچ ها با ری و خوارزم آشنا شده باشد. همسر زرتشت به نام “هووی” از خاندان آریایی “هوگو” و دختر “فرشوشتر” برادر “جاماسب” وزیر “گشتاسپ” بود. زرتشت سه دختر داشت به نام “فرنی”، “تریتی” و “پوروچیستا” و همچنین سه پسر به نامهای “ایست واستر”، “اوروتدنر” و “هور-چیثرا”. زرتشت ۱۳ پشت به “منوچهر” پسر “ایرج” فرزند “فریدون” و ۴۵ پشت به “کیومرث” سردودمان آریایی ها می رسد. زرتشت در عصر طلایی آریایی ها زندگانی کرد، عصری که شهسواران آن در جنگها زره طلا بر تن داشتند و هنر طلاکاری آنها زبانزد بود.
امشاسپند بهمن یا “منش نیک” از ۳۰ سالگی به بعد، طی ده سال، هفت بار در غاری در آذربایجان بر وی فرود آمد و با او گفتگو کرد. پس از دهمین گفتگو زرتشت از خلوت بیرون آمد و به میان مردم آذربایجان رفت و آنها را به آیین مزدیسنا فراخواند. “میدیوماه” پسر عموی زرتشت از نخستین گروندان به وی بود، اما کرپن ها، کوی ها (فرمانروایان آریایی) و دیویسنان (پیروان دئوس) او را آسوده نگذاشته، ناچار به مهاجرت کردند. او در ری نیز آیین خود را رواج داد ولی باز هم او را آزار دادند و ناگزیر اینبار در سن ۶۵ سالگی روانه بلخ خوارزم شد. در بلخ آیین بهی را بر گشتاسب و همسر او هئوتسا و همچنین خاندانش عرضه کرد که پذیرا شدند. در بلخ و عموماً در خوارزم و توران نیز کرپن ها و کوی های آریایی و تورانی بسیار با او دشمنی ورزیدند. سرانجام این دشمنی ها منجر به جنگهایی دینی میان تورانیان و آریایی های احتمالاً سکایی شد. بسیاری از پهلوانان و شاهزادگان آریایی و تورانی از جمله “زریر” در جنگهای مذهبی کشته شدند، و زرتشت نیز در سن ۷۷ سالگی به دست یکی از دیویسنان به نام “تور-برات-رُریش” در بلخ خوارزم کشته شد اما آیین وی توسط بخشی از آریاییها دنبال شد.

