شبیب جویجری
پایش صنعت- آنچه که به عنوان ابزار توسعه یک منطقه مورد توافق اندیشمندان اقتصادی قرار گرفته است عبارتند از پنج عامل یعنی ؛ سرمایه، نیروی کار ،منابع اولیه، تکنولوژی و مدیریت است.
حال اگر بخواهیم با مروری کوتاه تناسب متغیر ها برای ایجاد کارایی در اقتصاد یک منطقه را بررسی نماییم می بایستی ظرفیت های هر منطقه موشکافانه مورد دقت قرار گیرد.
یقینا در این واکاوی مشخص خواهد شد که با چه مقدار توجه به برنامه ریزی می توان به دروازه های توسعه اقتصادی و اجتماعی در منطقه مورد نظر دست یافت.
وقتی مواد اولیه اعم از خاک حاصلخیز ،منابع آبی و رودخانه ها، سواحل و بنادر،حدود ۷۶۵ کیلومتر از مرزهای زمینی و آبی و دسترسی به بازارهای هدف و همچنین برخورداری از منابع نفتی و گازی،مواد اولیه کارخانه های پتروشیمی، نیروی انسانی تحصیلکرده باسواد و ماهر ، صنعتگرانی با تجربه و با پشتوانه ای یکصد ساله از سرمایه گذاری های دولتی و خصوصی در استان خوزستان وجود داشته است چرا بایستی ضرایب و شاخصهای توسعه این منطقه در قیاس با بسیاری از مناطق دیگر کشور عقب افتاده باشد.
اگر شاخصهای توسعه یافتگی را در سطح رفاه عمومی،بهداشت و درمان ،نظام آموزشی در سلسله مراتب گوناگون، همچنین تاسیسات زیربنایی شهری به ویژه در حمل و نقل عمومی و ترانزیت کالا و خدمات و در نهایت اشتغال برشمرد متاسفانه از این حیث اکثر شهرهای استان خوزستان فاقد تناسب لازم میان پتانسیل آنها و بهره مندی از مواهب توسعه هستند.
وجود کارخانهها و تاسیسات در زمینه ی نفت، گاز و پتروشیمی و فولاد بهترین دلیل برای ذی حق بودن درسهم قابل قبول در بودجه کشور برای خوزستان خواهد بود اما عملاً اتفاقی که افتاده است دورنمای ایدهآلی را برای مردم این منطقه رقم نزده است.
در حال حاضر استان خوزستان یکی از مناطق شاخص در مهاجرت کشورمان خود را جلوه گر ساخته است.
بسیاری از کارگران و مدیران و اساتید به محض بازنشستگی تلاش می کنند از این استان مهاجرت نمایند.
در حقیقت چنین رویکرد تلخی مبین این است که سطح بهره مندی شهروندی موقعیت خود را در قیاس با سایر مناطق کشور از دست داده است.
چگونه می توان قبول نمود منطقهای که سابقه بیش از یکصد سال استخراج نفت از آن وجود دارد هنوز مدارسی به صورت کپری و یا در کانتینر و یا در اتاقک های نمور روستایی و حتی در طویله وجود داشته باشد؟
متغیر دیگری که متاسفانه می بایستی به عنوان نقطه ضعف از آن یاد نمود، سهم بیکاری در منطقه است. علیرغم وجود نیروهای تحصیلکرده و همچنین نیروی انسانی با تجربه اما همچنان خوزستان در صدر نرخ بیکاری در کشور قرار گرفته است. چنین واقعیتی را اگر در کنار مهاجرت صاحبان سرمایه اضافه کنیم در می یابیم که روز به روز معضل بیکاری خود را در شکاف بیشتری عریان خواهد ساخت.
به هر حال آنچه مسلم است استان خوزستان دارای پتانسیل زیادی برای توسعه یافتگی می باشد اما چنین امکانی زمانی می توانند تحقق یابد که فراکسیون خوزستان در مجلس شورای اسلامی و دولت بتواند باقدرت عمل نموده و سهم منطقی و قابل قبولی از اعتبارات ملی را در اختیار مدیریت این منطقه قرار دهد.
ناگفته نماند که عامل مهم مدیریت نیز می بایستی بر مبنای شایستهسالاری و تخصص لازم و شناخت کافی از مشکلات خوزستان بتواند برنامه اجرایی و عملیاتی قابل قبولی را پیاده سازد آنگاه می توان امیدوار بود که چهره توسعه را در خوزستان به چشم ببینیم.
