نوشتاری از دکتر شبیب جویجری
پایش صنعت – در این که کشور ایران دارای فرهنگ های گوناگونی می باشد جای تردیدی نیست اما بایستی به این نکته توجه نمود که هویت ملی و وحدت ملی ضامن امنیت و حیات کشور ما می باشد. در این راستا باید به فرهنگ ها و عادات و سنت ها در مناطق مختلف توجه لازم را نمود و آن را بسان ریسمانی مشترک مورد احترام قرار داد.از سویی دیگر مناطق مرزی بسیار حائز اهمیت در جغرافیای ملی خواهند بود لذا بایستی حاکمیت نسبت به وجود دیدگاه های مختلف در این مناطق و نحوه نگرش آنها هم توجه لازم را مبذول دارد.در همه این ظرافت ها ، نقش «رسانه های محلی» اعم از دیداری ، شنیداری و یا مکتوب حائز اهمیت می باشند. رسانههای محلی می بایستی از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تقویت شوند زیرا که تقویت آنها زبان گویای شهروندانی است که در مناطق مرزی زندگی میکنند و حافظ امنیت ملی هستند .باید ساکنان مناطق مرزی در کشورمان بتوانند از طریق رسانههای محلی نقطه نظرات خود را به حوزه تصمیم گیری در حاکمیت انتقال دهند. در حقیقت این ابزار بهترین و ارزان ترین وسیله برای ارتباط منطقی و برای انتقال نظرات اقشار مختلف جامعه به برنامهریزان و تصمیم گیرندگان در مرکز سیاسی کشور میباشند. باید توجه داشت که نمیتوان همه مسائل را در رسانه های متمرکز در پایتخت مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و نسبت به فرهنگهای محلی و سنتها و اخبار و تحلیل های مناطق مرزی و بطور کلی مناطق دور از پایتخت بی توجه ماند. بنابراین دولت به عنوان نماینده حاکمیت ملی میبایستی به تقویت رسانههای محلی در خارج از پایتخت همت نماید. بی شک در این جهت میبایستی معاونت مطبوعاتی و رسانهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ردیف بودجه رسانه های این مناطق توجه ویژه بنماید. نمیتوان با معیارها و امکانات گسترده مرکز کشور به ساماندهی وضعیت رسانه های درون استانها و مناطق غیر از پایتخت، بیتوجهی کرد.آسیب چنین نگرش های یک سویه میتواند در آینده به زیان همه ما تمام شود. بایستی با عنایت منطقی به اقتصاد رسانه های محلی و کمبود امکانات آنها بالاخص در حوزه «چاپ و انتشار و توزیع» نسبت به تخصیص بودجه لازم به رسانههای مناطق غیر از پایتخت توجه عملیاتی داشت. این مسئله یقیناً با مسائل امنیت ملی ما هم گره اساسی خورده است. در این ارتباط تخصیص یارانه های رسانه های محلی حائز اهمیت می باشد.اتفاقی که در حال حاضر با حداقل توجه مورد انتقاد بسیاری از روزنامه داران و روزنامه نگاران محلی است. یک بررسی ساده از وضعیت رسانه های محلی در مقایسه با رسانههای پایتخت نشین نشان می دهد که تمرکز امکانات از یک سو در پایتخت و جهت گیری تخصیص یارانه ها باعث شکاف عمیقی میان این دو جغرافیا شده است. یقیناً این شکاف باعث خواهد شد که رسانه های محلی همیشه در برابر رسانه های پایتخت نشین در وضعیت ضعیفی قرار داده شوند و شاید اعمال و ادامه چنین سیاست هایی در وزارت ارشاد باعث شود که فاصله یاد شده هیچگاه ترمیم نگردد. جای تردید نیست در این فرآیند معیوب فقط «مجلس شورای اسلامی» می بایستی ورود نماید و با بررسی همه جانبه از ادامه این تبعیض نابجا جلوگیری نماید. تبعیضی که در بلند مدت فقط می تواند «امنیت ملی» ما را از یک زاویه مهم فرهنگی خدشه دار سازد. مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی با جمع آوری داده های واقع بینانه از شرایط رسانههای محلی در همه استانهای کشور می بایستی زمینه را برای تدوین مصوبات بهنگام آماده نماید. باید این مرکز مطالعاتی با زمینه سازی مصوبات واقع بینانه به رشد و اعتلای فرهنگ مناطق عقب مانده کمک نماید تا بتوان در آیینه رسانه های محلی بلکه مشکلات همه نقاط جغرافیایی ایران را ارزیابی دقیق نمود و برنامه ریزان و تصمیم گیرندگان کشور بتوانند به توسعه همه جانبه در کشور همت گمارند.
